سی سال
پیش
دیکتاتوری
رفت و جلادی
آمد
سی سال
پیش در این
روزها محمد
رضا پهلوی
دیکتاتوری که
پس از کودتای
سیاه 28 مرداد
تنها با حمایت
امریکا و کشورهای
اروپای غربی
برا ایران
حکومت می کرد
از ایران
گریخت و خمینی
با حمایت
مطبوعات غربی
از جمله حمایت
آشکار شبکه
خبری بی بی سی,
دولت فرانسه و
چراغ سبز
امریکا ,که
عملا
ژنرالهای دیکتاتور
را به تسلیم
واداشته بود, بقدرت
رسید.
روی کار
آمدن خمینی
شلیک مرگ به
شقیقه "انقلاب
مشروطه" ای
بود که توسط
رژیم پهلوی
مسخ شده بود. با
تصاحب قدرت
توسط خمینی "کابوس
مشروعیت" که گمان
میرفت با به
دار کشیدن آیت الله نوری
به خاک سپرده
شده باشد, به
یکباره از
گورستان
تاریخ بیرون
کشیده شد و بر
مردم ایران
حاکم گشت.
خمینی
بهترین
آلترناتیو
امریکا و غرب
برای
رویارویی با
جنبش مستقل, چپ
و
آزادیخواهانه
مردم ایران
بود. خمینی
همزمان خواسته
یا ناخواسته وعلیرغم
شعارهای ضد
غربی و ضد
امپریالیستی مهره
ای در سیاست
کمربند سبز غرب
دور اتحاد جماهیر
شوروی بود . او
بمانند و
همزمان با
ضیاء الحق در
پاکستان دست
به سرکوب
آزادیخواهان,
نیروهای چپ و
ترویج مذهب
زد.
خمینی و
رژیم
واپسگرای او
ثمره شصت سال
سلطنتی در
ایران بود که
تمامی
نیروهای
مترقی و لائیک
را تارومار
کرده بود و
عملا مساجد و
بازار را به
روحانیت
سپرده بود.
محمد رضا
پهلوی بر این
تصور بود که
روحانیت در کل
حامی وی است.
اما واقعیت
چیز دیگری
بود. روحانیت
بسرکردگی
خمینی بسوی
قدرت خیز
برداشته بود. ضعف,
جوانی,
ناپختگی و سیاست
خارجی منفعت
طلبانه
اتحادشوروی,
جنبش مترقی
ایران را به
تمکین در
برابر خمینی
واداشت و
مقاومت های
محدودی که در
برابر رژیم
اسلامی ,توسط
برخی از
نیروهای
سیاسی, انجام
یافت به وحشیانه
ترین نحوی
سرکوب شد.
هیچگاه
در تاریخ
ایران
روشنفکران و
سرمایه مالی
ایران
اینگونه از
جانب رژیم
خودی مورد
تهاجم و تاراج
قرار نگرفته است.
صدها هزار
کشته در
زندانها و
جبهه ها, صدها
هزار معلول
جنگی,
بیخانمانی,
بیکاری, فحشاء
گسترده, گسترش
فساد اجتماعی
و دزدی های
کلان دولتی
تنها بخشی از
کارنامه سیاه
حکومتی است که
خمینی
بنیانگذار آن
است.
خمینی
بسرعت تمامی
اختیارات
دیکتاتور فراری
را برای خود
کسب کرد.
انقلاب
شکوهمند بهمن
بسیار سریع
جان سپرد
و خمینی خود
بمانند محمد
رضا پهلوی خود
را فرمانده کل
قوا خواند.
بجای مجلس
سنای
شاهنشاهی ,
مجلس خبرگانی
را برقرار کرد
که حتی مثل
سنای
شاهنشاهی نیازی
به جلسات منظم
هم ندارد. اگر
شاه خود را
سایه خدا
میخواند و کمر
بسته حضرت
عباس بود,
خمینی خود را
وارث امامان
شیعه و ولی
فقیه و
جانشین امام زمان
نامید و بمعنای
دیگر حتی
جمهوریت را
نیز زیرپا
گذارده و با
مادام العمر
کردن حکومت
خود و ولایت
فقها به جای
جمهوری
اسلامی, عملا
حکومت اسلامی
را بنا گذارد.
حکومتی که
رهبرش بسان
شاهان از سوی
مردم برگزیده
نمی شود.